الملا فتح الله الكاشاني

106

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

ايشان را به جهت آنست كه شفاعت ما كنند و بسبب آن مقرب درگاه الهى شويم إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بدرستى كه خداى تعالى حكم كند به حق بَيْنَهُمْ ميان مشركان بد اعتقاد در روز معاد فِي ما هُمْ فِيهِ در آنچيزيكه ايشان در آن يَخْتَلِفُونَ اختلاف ميكنند و ظاهر سازد بطلان همه را يعنى مدعاى هر يك از نصارى و يهود و مجوس و ساير مشركان آنست كه معبود او حقست و غير آن باطل پس حق سبحانه حكم كند ميان ايشان در روز موعود و باز نمايد بطلان هر يك از معبودان ايشان را و همهء آن مشركان را بدوزخ امر كند إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى لا يَهْدِي راه ننمايد بطريق بهشت يا حكم نكند باهتدا و يا لطف نكند به جهت اصرار و تصميم كفر با وجود تمكين قدرت و عقل و نصب ادله پس در وادى ضلالت بگذارد مَنْ هُوَ آنكس را كه او كاذِبٌ دروغگوست در دعوى شفاعة الهه كَفَّارٌ ناسپاس در حق منعم حقيقى كه منكر وحدانيت اويند پس به جهت رد دعوى كسانى كه ميگويند الملائكة بنات اللّه و المسيح بن اللّه و عزيز بن اللّه ميفرمايد كه . لَوْ أَرادَ اللَّهُ اگر خواستى خداى تعالى بر سبيل فرض أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً آنكه فرا گيرد فرزندى چنان كه اهل شرك دعوى ميكنند و گمان مىبرند لَاصْطَفى هر آينه برگزيدى مِمَّا يَخْلُقُ از آنچه ميآفريند ما يَشاءُ آنچه خواستى چه غير او هيچ موجودى نيست مگر كه مخلوق اوست و ليكن چون ميان والد و مولود جنسيت شرط است و مخلوق مماثل خالق نيست پس بىشبهه سُبْحانَهُ پاك است او از اتخاذ ولد هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ اوست خداى يگانه الْقَهَّارُ قهر كننده و درهم شكننده جميع جبابره بعد از آن به جهت تنبيه بر نفى احتياج او بشريك ميفرمايد كه خداى به حق آنكس است كه بقدرت كامله . خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ آفريد آسمانها و زمينها بِالْحَقِّ براستى نه بباطل و بازى بلكه در آفريدن آنها چندين هزار آثار قدرتست تا در آن تفكر كنند و پى بمعرفة او ببردند يُكَوِّرُ اللَّيْلَ درمياورد شب را عَلَى النَّهارِ بروز يعنى پردهء ظلمت شب نور روز را ميپوشد وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ و مى آورد روز را عَلَى اللَّيْلِ بر شب يعنى بشعاع ضياع روز ظلمت شب را پنهان ميسازد و يا شب را بروز مىافزايد و روز را ميكاهد و روز را بشب متزايد ميسازد شب را كم مىكند وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و رام كرد آفتاب و ماه يعنى جارى ساخت ايشانرا بر يك طريق كُلٌّ يَجْرِي هر يك از ايشان ميروند در فلك خود لِأَجَلٍ مُسَمًّى تا زمان نام برده شده يعنى وقتى